و معابری که در گرداگرد مسجد وجود دارند بيانگر ارتباط گسترده ای است که مسجد با بافت قديم شهر دارد.مسجد جامع اصفهان با نقشه چهار ايوانی بنا شده و از آنجا که ابداعات هنری و معماری 15 قرن دوران اسلامی را در خود گرد آورده است يکی از بهترين آثاری به شمار می رود که در دنيای امروز شهرت دارد. با توجه به منابع و مآخذ مختلف اين نکته مشخص می شود که مسجد جامع در طول زمان به سبب آتش سوزی و جنگ های متعدد و نا آرامی های دوران های مختلف آسيب فراوان ديده و دوباره بازسازی و مرمت شده است.

چهار ايوان اطراف ميدان مشخص کننده شيوه مسجد سازی ايرانيان است که پس از احداث آن در ساير مساجد نيز رواج يافته است. اين ايوان ها که به نامهای صفه صاحب در جنوب صفه درويش در شمال صفه استاد در مغرب صفه شاگرد در مشرق ناميده می شوند با تزئينات مقرنس سازی و کاربندی يکی از فنون بسيار جالب معماری ايران را بيان می دارد.

نمای داخلی صحن مسجد و کاشيکاری های آن مربوط به قرن نهم هجری است که احتمالاً مناره ها نيز مربوط به همين زمان می باشند . به طورکلی بنای کنونی مسجد جامع اصفهان شامل بخشهای زير می باشد: - شبستان مسجد : اين شبستان که بر ستون های مدور استوار است که با گچبريهای بسيار زيبا تزئين شده است. اين قسمت مربوط به عصر ديلميان است.

- گنبد و چهل ستونهای اطراف آن که در ايوان جنوبی مسجد واقع شده و در فاصله سالهای 465 تا 485 هجری قمری بنا شده است. اين گنبد در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی و وزارت خواجه نظام الملک ساخته شده از نمونه های نادر ساختمان های عصر سلجوقی است. ايوانی که در جلوی اين گنبد آجری واقع شده در اوائل قرن ششم هجری بنا گرديده و سقف آن از مقرنس های درشت ترکيب شده است. اين گنبد دارای زيباترين طرحهای تزئينی ساخته شده از آجر و گچ ميباشد.

- گنبدی که در بخش شمالی حياط مسجد واقع شده و قرينه گنبد خواجه نظام الملک است در سال 481 بنا گرديده است. احداث اين گنبد را به ابوالغنائم تاج الملک يکی ديگر از وزرای عصر سلجوقی نسبت می دهند.

- ايوان معروف به صفه صاحب که در دوران سلجوقی ساخته شده و تزئينات آن مربوط به عصر قراقويونلو و صفوی است. در اين قسمت کتيبه هائی از دورانهای مختلف از جمله صفويان به چشم می خورد.

- ايوان غربی معروف به صفه استاد که در عصر سلجوقی بنا شده و در دوره صفويان با کاشيکاری تزئين شده است . در اين صفه علاوه بر خطوط ثلث و نستعليق که به تاريخ 1112 هجری قمری و در زمان سلطنت شاه سلطان حسين کتابت شده عباراتی به خط بنائی بسيار زيبا و با امضاء محمد امين اصفهانی نوشته شده است.

با مطالعه اين عبارات و دقت در خطوط بنائی اين ابيات بسيار زيبا مشخص می گردد.چون نامه جرم ما به هم پيچيدند بردند و به ميزان عمل سنجيدندبيش از همه کس گناه ما بود ولی ما را به محبت علی بخشيدند

رو به روی اين ايوان، صفه شاگرد قرار دارد که در عصر سلجوقی بنا شده و در قرن هشتم و يازدهم هجری قمری در دوران حکومت ايلخانان و صفويه تزئيناتی به آن اضافه شده است.

اين ايوان فاقد تزئينات کاشيکاری است و با مقرنس های آجری تزئين شده است. در اين ايوان سنگ مرمر يکپارچه نفيسی است که در اطراف و بالای آن لوحه ها و کتيبه هايی نوشته شده است. در منتهی اليه ضلع شرقی مسجد جمعه صفه عمر واقع شده که کتيبه تاريخی هلال ايوان آن به سلطنت سلطان محمود آل مظفر اشاره می کند. تاريخ اين کتيبه 768 هجری قمری است و خطاط آن عزيز التقی الحافظ می باشد.

در سقف اين صفه خطوط تزئينی و تاريخی به چشم می خورد که با خط بنائی عبارات مذهبی و سازنده بنا به نام مرتضی بن الحسن العباسی الزينبی نوشته شده است . علاوه بر آن در اين صفه نام استاد کاران ديگر همچون حسن کاروان کاشيکار و کوهيار الابرقوهی خطاط کتيبه محراب صفه به چشم می خورد.

- در شمال ايوان استاد شبستان کوچکی قرار دارد که زيباترين محراب گچبری مسجد را در بر دارد . اين شبستان که به مسجد الجايتو نيز معروف است دارای محرابی است که به مثابه گوهری تابناک از هنر ايرانی در جهان از شهرتی عظيم برخوردار است. بر اين محراب زيبا نام سلطان محمد خدابنده ايلخان مشهوری که قبل از تشرف به دين اسلام لقب الجايتو را داشت و بعد از مسلمان شدن خود را خدا بنده ناميد و وزير دانشمند او محمد ساوی و سال ساختمان آن يعنی 710 هجری قمری به چشم میخورد.

زيباترين منبر منبت کاری موجود در مسجد جمعه اصفهان نيز در اين مسجد قرار دارد که سال ساخت آن ذکر نشده است. از مسجد اولجايتو به شبستان زمستانی بيت الشتاء می رسيم که به موجب کتيبه سر در آن در زمان تيموريان به دستور عماد بن المظفر ورزنه ای ساخته شده است. به همين علت به شبستان عماد نيز معروف است اين شبستان با شکوه دارای ستون های قطور کوتاه و اتاقهای خيمه ای شکل است. در وسط هر چشمه طاق يک قطعه سنگ مرمر شفاف نصب شده که نور شبستان را تأ مين میکند.

شبستان جنوب شرقی مسجد که احتمالاً کتابخانه عظيم و مشهور خواجه نظام الملک را در بر داشته در بمباران شهر اصفهان تخريب گرديده که مجدداً به شيوه اول بازسازی شده است.

- اين اثر نفيس و با شکوه به علت در بر داشتن نمونه های گوناگون ادوار مختلف اسلامی از نظر فنی و هنری اهميت بسياری داشته و از شهرت جهانی برخوردار است. اين شهرت و نفاست همه ساله گروه های بی شماری از علاقمندان و پژوهشگران را به خود جلب می کند حاصل اين مطالعات، مقالات و رسالات و کتب متعددی است که به وسيله معماران و مهندسين و باستان شناسان مشهور جهان و ايران به رشته تحرير در آمد که اغلب آنها به زبان فارسی ترجمه شده اند.

به طور کلی به همان اندازه که ميدان نقش جهان و عمارات تاريخی اطراف آن ياد آورد معماری و هنر دوران صفوی است مسجد جمعه و محلات پيرامون آن افسانه زندگی در عهد سلجوقيان و روزگار پيش از آن را بيان می دارد.

قسمتهای مختلف مسجد جامع :

ورودي ها :
مسجد داراي هشت ورودي است كه در دوره هاي مختلف ساخته و پرداخته شده است .
1- قديمي ترين ورودي مسجد كه اكنون مسدود شده ، در منهي اليه شمال شرقي واقع است و كنار آن ، كتيبه اي آجري به خط كوفي است كه حكايت از تعمير مسجد پس از حريق سال 515 ه.ق دارد . متن بازسازي شده ي كتيبه بدين شرح است :«بسم الله الرحمن الرحيم و من اظلم ممن منع مساجد الله ان يذكر فيها اسمه وسعي (في خرابها اولئك ماكان لهم ان يدخلوها الاخائفين لهم في الدنيا خزي و لهم في الاخره عذاب عظيم) اعاده هذه العماره بعد الاحتراق في شهور سنه خمس و عشره و خمس مائه». عبارت داخل كروشه كه بخشي از آيه ي قرآني است ، در اصل كتيبه از بين رفته است.
2- ورودي اصلي امروزين بنا ، واقع در جنوب شرقي مسجد و در طرف خيابان هاتف واقع و داراي سكوهاي سنگي و سر در قطاربندي و تزيينات كاشي است . بر طبق كتيبه ي كاشي كاري ، اين سردر درسال 1218 ه.ق توسط محمدحسين خان صدر - حاكم اصفهان - تعمير و تزيين شده است.
3- سردري كاشي كاري به تاريخ 768 ه.ق. مجاور گنبد تاج الملك با كتيبه اي به خط كوفي اسليمي دار سفيد معرق بر زمينه ي كاشي لاجوردي .
4- سردري در ضلع غربي گنبد تاج الملك و در ضلع شرقي آرامگاه مجلسي - مورخ 1092 ه.ق. .
5- دربي در گوشه ي شمال غربي مسجد و مورخ 1301 ه.ق. با كتيبه اي به خط ثلث بر زمينه ي كاشي لاجوردي كه به كوچه ي بواسحاقيه باز مي شود .
6- سردر دردشت (باب الدشت) در گوشه ي جنوب غربي مسجد و در انتهاي يكي از راهروهاي اصلي مسجد از دوره ي سلاجقه با كتيبه اي به خط ثلث بر زمينه ي لاجوردي رنگ و مورخ 999 ه.ق.
7- درب منبت كاري شبستان صفوي در مجاورت سردر دردشت .
8- دربي در منتهي اليه دالاني كه شبستان سلجوقي واقع در مغرب گنبد نظام الملك را از شبستان صفوي واقع در گوشه ي جنوب غربي مسجد جمعه جدا مي كند ، دربي مورخ سال 962 ه.ق. ( هنرفر ، 1350 ، صص : 146 تا 164)

صحن :
صحن مسجد به ابعاد 60*70 متر داراي ايوان هايي در چهار جهت اصلي، رواق ها و غرفه هاي دو طبقه در اطراف و دو حوض و بناي مربوط به آن است . در وسط صحن ، دو حوض ، يكي به شكل مربع در مركز و ديگري چند ضلعي در قسمت شمال آن قراردارد. در بالاي حوض مربع ، سكويي متكي بر چهار ستون واقع مي باشد . بر طبق كتيبه ي دهليز مجاور سردر مجلسي ، صحن مسجد در سال 1084 ه.ق. به همت شخصي به نام محمدقلي تجديد سنگ فرش شده است. ( ملازاده و محمدي ، 1381 ، ص : 63)



ساختمان چهار پايه ي روي حوض:
گفته اند كه ساختمان چهار پايه ي روي حوض – كه در گذشته هاي نه چندان دور سقفي داشته - هم زمان با بناهاي اوليه ي مسجد ساخته شده و جابري انصاري آن را متعلق به دوره ي آل ابي دلف دانسته است . ( جابري انصاري ، 1321 ، صص : 195 و 196) معروف است كه در دوره ي آل بويه/ ديلميان ، چون عده ي شاگردان درس صاحب بن عباد زياد بوده و صدا از ايوان جنوبي به آخر مسجد نمي رسيده است ، يك نفر از روي اين سكو ، گفته ي او را با صداي بلند تقرير مي كرده است تا همه ي شاگردان بشنوند. ( نورصادقي ، 1316 ، ص : 92)همچنين آمده است كه در قديم مسافران بيت الله الحرام ، در اطراف اين ساختمان اعمال حج را تمرين مي كرده اند . ( نيكزاد امير حسيني ، 1338 ، ص : 166)
هنرفر نيز در خصوص اين بنا چنين اظهار مي دارد كه : « بر روي حوض وسط صحن مسجد جمعه ي اصفهان ، در دوره ي پادشاهي سلطان محمد خدابنده ي صفوي ، بناي ساختماني شده است كه به منزله ي يك مهتابي تابستاني براي انجام فرايض مذهبي به كار مي رفته است . بر دو جرز آجري از چهار ستون اين ساختمان ، دو لوح سنگي مرمري هر يك به طول 57 و عرض 50 سانتي متر نصب شده است . مضمون لوح غربي به خط ثلث برجسته ، اشاره به سلطنت شاه محمد خدابنده ي صفوي دارد و رقم صحيفي و سال تحرير و نصب آن 985 هجري است . لوح شرقي ، شامل اشعاري است به فارسي و به خط نستعليق و حاكي از آن است كه به يمن داور دين صدر اعظم ( ميرميران) شخصي به نام يوسف آقا در اين كار خير توفيق يافته كه بر روي حوض مسجد ، تالار و سجده گاهي براي مومنين بنا كند . متن هر دو لوحه به شرح زير است :
« في ايام خلافه السلطان الاعظم الاعدل الاكرم قهرمان الماء و الطين ظل الله في الارضين ما لك رقاب الامم مولا ملوك العرب و العجم ابوالمظفر خداي بنده سلطان محمد پادشاه خلد الله ملكه و سلطانه رقم فقير صحيفي سنه 985 »

لوح شرقي به خط نستعليق شامل اشعار فارسي است به شرح زير :
به يمن داور دين صدر اعظم غياث المله الدين ميرميران
موفق شد به احسان يوسف آقا قدم زد بي ريا در خير و احسان
بر روي حوض مسجد ساخت تالار كه باشد سجده گاه اهل ايمان
صحيفي اين عمارت يادگاري است كه از وي ماند در شهر صفاهان
سنه 985
(هنرفر ، 1350 ، صص : 164 و 165)

مناره ها

بنا به عقيده ي گابريل ، مناره هاي طرفين ايوان جنوبي مسجد ( صفه ي صاحب ) قدمت چنداني ندارد و از لحاظ مقياس ، تناسب و جزئيات ساختماني مانند مناره هاي مسجد جامع عباسي اصفهان است و تاريخ احداث آن ها نبايد خيلي قبل از دوره ي صفويان بوده باشد ليكن اسميت آن ها را بسيار قديمي تر دانسته است. گالديري نيز معتقد است كه با اطلاعات فعلي رد يا تاييد نظريه ي گابريل ممكن نيست . ( گالديري ، 1370 ، ص : 99) هنرفر نيز مناره ها را از الحاقات دوره ي حكمراني ابوالنصر حسن آق قويونلوها معرفي مي كند كه در زير مقرنس هاي هر دو مناره ، عبارت واحدي به خط كوفي ساده ي آجري برجسته بر زمينه ي كاشي فيروزه اي به شرح زير وجود دارد :
« لا اله الا الله محمد رسول الله علي ولي الله حقا»
تزئينات جدار خارجي مناره ها به خط بنائي با كاشي فيروزه اي بر زمينه ي آجري و به شكل مارپيچ تكرار جملات زير است : «الحكم لله » « الملك لله » » الحمد لله »
ايوان جنوبي و مناره هاي جانبي آن ، داراي آسيب هاي فراواني بود كه در سال 1328 ش. ، مرمت و با كلاف هاي فلزي مستحكم گرديد . ( نيكزاد امير حسيني ، 1338 ، ص : 154)

گنبدخانه ي نظام الملك :
اولين مرحله‌ي اين اقدامات در زمان ملكشاه صورت گرفت . به دستور نظام الملك (وزير ملكشاه) در شبستان جنوبي مسجد [ در پشت ايوان جنوبي معروف به صفه ي صاحب ] و در محوطه ي مقصوره‌ي آن ، بر سطحي مربع شكل ، تالار گنبدداري به ابعاد بسيار بزرگ - با اضلاع داخلي 30/14 تا 60/14 متر ، اضلاع خارجي 21 متر و ارتفاع تقريبي 97/26 متر - بنا گرديد . كتيبه‌ي يادبود تاريخي آن به خط كوفي ساده‌ي آجري بر قاعده‌ي گنبد ، نام سلطان وقت ملكشاه سلجوقي و نام باني ساختمان خواجه نظام الملك را بدون ذكر تاريخ احداث بنا در بر دارد. (هنرفر ، 1350، صص : 75-76) شيلا بلر بر پايه‌ي بررسي كتيبه و اسم و نسب و القاب ملكشاه در اين نوشته و مقايسه‌ي آن‌ها با آنچه در 11 نوشته‌ي ديگري كه با تاريخ تحرير به اسم اين سلطان امروزه در دست است ، تاريخ بناي اين گنبد را بين جمادي الثاني 479 و ذيحجه‌ي 480/ سپتامبر 1086 و مارس 1088 م. مي داند . (بلر ، 1992 ، صص : 163-160)
تالار گنبددار ديگري كه به اقتباس از اين بنا و به استناد كتيبه‌ي آن در 481ق./1088م. در شمال همين مسجد [ در پشت ايوان شمالي معروف به صفه ي درويش ] ساخته شد، دليل واضحي است بر اين‌كه به احتمال قوي مقصوره‌ي نظام الملك پيش از اين تاريخ بنا شده بوده است. براي ايجاد فضاي لازم جهت احداث مقصوره‌ي جديد كه به «گنبد نظام الملك» معروف است ، 24 ستون از ستون‌هاي شبكه‌ي منظم ستون‌هاي مدور شبستان عباسي درهم شكسته شد و بدين ترتيب نقشه‌ي قديمي مسجد ، در قسمت جنوبي آن تغيير يافت ، رواق‌هاي سر باز نسبتاً عريضي (5/4 متر) مقصوره را در جهات شمال ، شرق و غرب احاطه مي كرده است . بدين ترتيب بناي گنبد در انتهاي ناو مركزي شبستان مسجد ، به صورت منفرد و آزاد به نحوي ساخته شد كه از 3 طرف كاملاً باز بود . ساختمان ايوان جنوبي مسجد كه در مرحله‌ي دوم تغييرات دوره‌ي سلجوقي انجام شد و همچنين پوشش رواق‌هاي سرباز شرقي و غربي مقصوره كه بعدها در اواخر قرن 8 ق./14 م. صورت گرفت ، مقصوره‌ي نظام الملك را از حالت آزاد اوليه در آورد و آن را از طرفي


به صحن و از طرف ديگر به قسمت‌هاي قديمي شبستان جنوبي متصل نمود . در نتيجه‌ي بررسي‌هاي انجام يافته ، هيات اصلي نماهاي
داخلي و خارجي مقصوره كه قسمت‌هايي از آن‌ها به تدريج تغيير شكل يافته يا توسط ساختمان‌هاي دوران بعدي پوشيده شده بود ، شناسايي شد. (گالديري ، 1984 ، صص : 31، 23-22/ III ؛ 1972 ، صص : 379-371/I ؛ 1975 ، صص : 122-106)
اين ساختمان در مقطع عمودي از 3 قسمت متمايز تشكيل شده است : 1. منطقه‌ي مربع شكل پايه‌ي بنا (4 ديوار به ضخامت 10/3 متر و ارتفاع 05/11 متر ) ؛ 2. منطقه‌ي كثيرالاضلاع انتقالي بين مربع پايه و دايره‌ي گنبد (ارتفاع 37/6 متر) ؛ 3. گنبد (قطر 15 متر) 4. پلكان بين روكار و حجم توكاري بنا در 3 قسمت جنوب شرقي ، شمال شرقي و شمال غربي در ارتفاع 20/15 متر از كف تالار كشف شده است . هدف اصلي از ايجاد اين راه پله ها دو چيز بوده است : امكان پيشرفت حجم بنا در ساختمان قسمت‌هاي فوقاني و امكان بازديد و مراقبت و تعمير پوشش طاق‌ها پس از اتمام ساختمان (گالديري ، 1984 ، ص : 22/III) دهانه هاي سه گانه اي كه بر هر يك از ديوارهاي شمالي ، شرقي و غربي گشوده شده اند جمعاً با 9 دهانه ، رفت و آمد به داخل مقصوره را ميسر مي ساخته است . ورودي اصلي با دهانه‌ي بزرگ تر، در وسط ديوار شمالي و ورودي‌هاي جانبي با دهانه‌ي كوچك تر در طرفين آن ، كه با پيكر سه گانه به ترتيب رو به روي محراب و دو طاق نماي تزييني ديوار جنوبي قرار گرفته اند ، با ايجاد تقارن خاصي بر اهميت اين دو ديوار واقع بر جهات اصلي مقصوره مي افزايند . آثار معماري و حدود محراب سلجوقي اين بنا در زير محراب كاشي كاري كنوني ، مزين به آيات قرآني كه احتمالاً به دوره‌ي صفوي يا كمي قبل از آن تعلق دارد ، آشكار شده است . (گالديري ، 1984 ، ص : 21/III : هنرفر ، 1350 ، ص : 82) منطقه‌ي انتقالي ، متشكل از دو طبقه‌ي 8 ضلعي و 16 ضلعي با استفاده از تركيب عناصر قوسي و از طريق گوشه سازي از نوع سكنج سه بخشي مركب از طاس و نيم طاس در طبقه‌ي اول و سكنج ساده در طبقه‌ي دوم، امكان تبديل زمينه‌ي مربع را به دايره براي اجراي نهايي پوشش گنبد فراهم آورده است . استقرار گنبد به كمك سكنج بر ساختمان 4 گوش بنا، در ادامه‌ي سنت ديرينه‌ي معماري ايراني پيش از دوره‌ي اسلامي صورت گرفته است. برخلاف بناهاي پيشين كه در آن‌ها گوشه سازي به كمك سكنج در بخشي از حجم مكعب پايه صورت مي گرفت ، در گنبدهاي ‌دوره‌ي اسلامي منطقه‌ي انتقالي، خود بخش مستقلي را در نماي ساختمان تشكيل مي‌دهد، تركيب سكنج‌هاي سه بخشي گنبد نظام الملك مانند مقبره‌ي دوازده امام در يزد مورخ 429ق/1037م است (هُلُد ، 1976 ، صص : 288-285، شرودر ، 1967 ، صص : 1001-1000/III) و با اختلافاتي چند نمونه‌ي قديمي تري را در مقبره‌ي عرب اتا در تيم نزديك سمرقند مورخ 367ق/978 م به ياد مي‌آورد. (پوگاچنكوا، 1963 ، صص : 93-91 ، تصاوير 20، 10، 9)
منطقه‌ي انتقالي مقصوره‌ي مسجد جامع اصفهان با اقتباس از اين نوع سكنج، در عين حال از اولين نمونه هاي شناخته شده است كه در آن علاوه بر طبقه‌ي 8 گوش ، طبقه‌ي دوم مشخصي نيز ، به كمك سكنج‌هاي ساده بنا شده تا زمينه‌ي 16 گوش منظمي را براي استقرار گنبد پديد آورد و راهگشاي تحول و تكامل بزرگ در اين بخش مهم ساختمان‌هاي گنبدار گردد. عناصر قوسي چه به عنوان طاق‌هاي باربر از نوع جناغي چهار كمانه‌ي سه مركزي ، چه به عنوان طاق نماهاي تزييني از نوع جناغي به همان شكل (لاله ، 1990 ، ص : 6) ، به همراه قوس‌هاي سه بخشي و كليل تركيب هماهنگي بر كليه‌ي سطوح بنا ايفا نموده است . تزيينات گنبد نظام الملك از سوي ديگر شامل سه نوع مختلف ، كتيبه ، نقوش گياهي و نقوش هندسي است . مقصوره داراي 3 كتيبه است : يكي كتيبه‌ي تاريخي به خط كوفي از آجر تراشيده واقع بر قاعده‌ي گنبد ، يك كتيبه‌ي گچ بري به خط نسخ بر زمينه‌ي آبي واقع بر 4 ديوار داخلي مقصوره كه در ارتفاع سرستون‌هاي آن به فاصله‌ي 5، 6 متر از سطح زمين با آسيب فراوان از زير اندود گچ ظاهر گشته است. آثار باقي مانده از اين كتيبه بر ديوار شمالي، حاوي نيمه‌ي دوم آيه‌ي 18 و نيمه‌ي اول آيه‌ي 19 از سوره‌ي توبه است و به احتمال قوي بخشي از مجموعه‌ي آيات 18، 19، 20 اين سوره است كه از قسمت شرقي محراب بر ديوار جنوبي آغاز مي شده و به ترتيب پس از گردش بر
ديوارهاي شرقي ، شمالي و غربي در قسمت غربي محراب بر ديوار جنوبي خاتمه مي يافته است. كتيبه ي گچ بري سوم كه قسمتي از آن در پي كاوش‌هاي اخير بر نماي خارجي ديوار شمالي در همان ارتفاع آشكار شد ، چند كلمه‌ي اول از سوره‌ي مومنون را در بر دارد . (گالديري ، 1973 ، ص : 38/11)
مقصوره‌ي گنبد نظام الملك يكي از اولين نمونه بناهايي است كه در آن خط نسخ در كنار خط كوفي در كتيبه ها به كار رفته است . نماهاي خارجي شرقي و غربي مقصوره و سطوح زيرين طاق‌هاي ورودي آن در ارتفاع كتيبه‌هاي ياد شده به وسيله‌ي لوحه هاي مشابه، ولي با گچ‌بري لب پخ با نقوش گياهي هندسي وار به سبك C سامره تزيين شده است. بررسي‌هاي انجام يافته در قسمت فوقاني اين نماها آثار يك نوار تزييني ديگر را در ارتفاع حدود 10 متر از سطح زمين در حد فاصل بين پايه‌ي مربع و منطقه‌ي انتقالي بنا آشكار نموده است. پوشش راهروهاي جانبي گنبد نظام الملك در قرن 8 ق. آسيب فراواني به اين نوار تزييني وارد كرده و تشخيص محتواي آن را امروزه غيرممكن ساخته است ، .............. اما تزئيناتِ شامل نقوش گياهي -كه متاسفانه مقدار كمي از آن باقي مانده است - در سطح گسترده اي به صورت نيم برجسته تمامي سطوح لچك طاق‌ها و طاق نماهاي منطقه‌ي انتقالي مقصوره را مي پوشانده است. سطح زيرين ترك بندي‌هاي گنبد نيز با نقوش گياهي گچ كاري شده است . تزيين بندهاي عمودي آجر از نوع تزيينات گچي با اشكال هندسي است . (گالديري ، 1975 ، 115-111 ، 101) گرچه ساختمان گنبد نظام الملك در محوطه‌ي مقصوره ، به طور كلي سنت ديرينه‌ي معماري مسلمانان را از زمان امويان به بعد ، در جلوه دادن هر چه بيشتر به اين قسمت مهم از مساجد بزرگ ، دنبال مي كرده است ، ليكن اين گنبد از نظر ابعاد و تركيب كلي و بناي آزاد و منفردش در بافت شبستان ، سبكي نو در ساختمان مقصوره پديد آورد و براي مقصوره هايي كه پس از آن در مساجد ديگر ساخته شد ، سرمشق قرار گرفت و از آن پس گنبد نظام الملك به عنوان شاهدي موفق ، الهام بخش معماري مساجد و يكي از وجوه مشخصه‌ي مساجد دوره‌ي سلجوقي گرديد . سبك نوين ابداعي در بناي مقصوره‌ي مساجد سلجوقي با اهميت روز افزوني كه يافت ، از پهنه‌ي معماري ايران فراتر رفت و بر معماري مساجد ممالك ديگر اسلامي چون مساجد ارتقيان در آناتولي ، مسجد بزرگ سلطان مملوك بيبرس اول در قاهره (اصلان آپا، 1970 ، صص : 98-96 ، 90-89) يا مسجد مريني منصوره ي نزديك تلمسان در الجزاير تاثير گذاشت. (مارسه ، 1954، تصوير 168)

گنبدخانه ي تاج الملك :
اولين بنايي كه به تقليد از گنبد نظام الملك ساخته شد، گنبدي است كه در منتهي اليه شمالي مسجد جامع اصفهان و بر محور شمالي - جنوبي آن احداث شد . اين بنا كه امروزه به «گنبد تاج الملك» يا «گنبد خاكي» معروف است ، به استناد كتيبه‌ي داخل آن ، به وسيله‌ي ابوالغنائم مرزبان ابن خسرو فيروز شيرازي ملقب به تاج الملك ، رقيب نظام الملك و جانشين وي ، در 481 ق. بر پا گرديده است و ساخت اين گنبد را دومين مرحله از تغييرات اساسي مساجد در دوره‌ي سلجوقي مي توان به شمار آورد. اين بنا ، بر سطحي مربع با اضلاع داخلي 80/9 الي 10 متر و اضلاع خارجي 14 متر و به ارتفاع تقريبي 60/20 متر ساخته شده است وگرچه از گنبد نظام الملك كوچك تر است ولي از لحاظ تناسب و ظرافت بر آن برتري دارد و يكي از شاهكارهاي معماري ايران محسوب مي شود. فرضيه هاي مختلفي درباره‌ي نقش و عملكرد اين گنبد كه نمونه‌ي منحصر به فردي از وجود گنبد دومي در ساختمان مسجد مي باشد ، عنوان شده است . محققان در ابتدا مي پنداشتند كه اين بنا به صورت مستقل خارج از محوطه ي مسجد و در مقام كتابخانه ، آب نما، جايگاه شخصيتي مهم و يا محلي كه سلطان پيش از ورود به مسجد در آن به استراحت مي پرداخته، يا بزرگان را در آن مي پذيرفته ، مورد استفاده قرار مي گرفته است (گابريل ، 1968 ، ص : 42/I ؛ گدار ، 1936 ، صص : 226-224/ (2)I ؛ سواژه ، 1938 ، صص : 89-87) ؛ ليكن بر اثر بررسي‌هاي انجام يافته ، از جمله تعبيه نكردن پلكاني مجزا روشن شده است كه اين گنبد كه تنها از دو سمت جنوب و شرق به خارج راه دارد- به صورت عمارتي جدا و مستقل احداث نشده بوده- بلكه بخشي از مجموعه بناهاي گسترده تري ، احتمالاً از انواع كاخ يا ساختمان دولتي ، واقع در قسمت شمال و شمال شرقي مسجد بوده و از ابتدا به عنوان نقطه‌ي اتصال مهمي با عملكردهاي تشريفاتي ، از موقعيت محوري ممتازي برخوردار بوده است. (گالديري ،1984 ، 27 صص :-26/III)
اما از نظر معماري ، اين بنا با ساختماني مشابهِ مقصوره‌ي نظام الملك در مقطع عمودي از 3 قسمت مختلف ، يعني پايه‌ي مربع شكل ، منطقه ي كثيرالاضلاعِ دو طبقه‌ي انتقالي بين مربع پايه و گنبد و همچنين پوشش گنبدي تشكيل شده است. فقدان راه پله‌ي ارتباطي از پايين به بالا نشان مي دهد كه دسترسي به پشت بام گنبد در ابتدا از طريق ساختماني كه بناي تاج الملك بخش الحاقي آن بوده ، انجام مي گرفته است و اين مساله ، فرضيه‌ي وجود مجموعه‌ي بزرگ تري را در اين قسمت مسجد ، تاييد مي كند. از 4 نماي خارجي بنا، تنها دو نماي جنوبي و شرقي كه در ابتدا آزاد بوده ، داراي تزيينات مهمي است . ورودي‌ها و طاق نماهاي مشابه با همين ترتيب سه گانه ، به طور منظم بر ديوارهاي شرقي ، شمالي و جنوبي قرار گرفته اند . درگاهها ، گوشه سازي‌ها و طاق نماها از نوع جناغي، چهار كمانه‌ي سه مركزي (لاله ، 1990 ، ص : 6) به همراه ستون‌هاي ظريف تزييني ، با ترتيب موزون و متقارني تمامي سطوح بنا را از سطح زمين تا زيرگنبد در بر گرفته اند .
علاوه بر كاربرد عناصر معماري ، وجود كتيبه ها و نقوش مختلف هندسي از آجر نيز در تزيين گنبد تاج الملك نقش مهمي را ايفا نموده است. بنا داراي چند كتيبه‌ي آجري به خط كوفي است. كتيبه‌ي واقع بر قاعده‌ي گنبد شامل آيه‌ي 54 از سوره‌ي اعراف است كه با نام باني ساختمان و سال احداث آن پايان مي گيرد . 32 كتيبه‌ي واقع بر لچكي‌هاي 16 طاق نماي طبقه‌ي دوم منطقه‌ي انتقالي ، 32 اسم از اسماء الله را در بر دارد. 8 ورودي فرعي و طاق نماي تزييني جانبي واقع در 4 ديوار داخلي گنبد، شامل آيات 78 و 79 از سوره‌ي بني اسرائيل است. آيات 26 و 27 از سوره‌ي آل عمران بر سطح زيرين طاق مدخل اصلي بنا ، بر ديوار جنوبي آن نقش بسته است. (هنرفر ، 1350 ، صص : 77-78) نماي خارجي طاق نماي جنوبي ديوار شرقي گنبد داراي كتيبه اي حاوي بخشي از آيه‌ي 97 از سوره‌ي آل عمران است. (بلر، 1992 ، ص : 165) تزيينات هندسي كه از 3 طريق مختلف يعني بند و بست آجرها و رديف كاري آن‌ها ،



نقشه هاي مختلف از تركيب آجرهاي تراشيده و مهرهاي گچي در بندهاي عمودي آجرها - به دست آمده ، كليه‌ي سطوح بنا را مزين نموده است . يكي از معروف ترين و زيباترين تزيينات هندسي آجري كه بر داخل سطوح كروي انجام يافته ، بر زير اين گنبد نقش بسته است.

 

محراب اولجايتو :
اين محراب به عنوان يكي از آثار نفيس ايلخاني ، از دوره ي سلطنت سلطان محمد خدابنده الجايتو باقي مانده است و به نام او « محراب الجايتو » خوانده مي‌شود. اين محراب بر نماي خارجي ديوار شمالي ايوان غربي و در داخل شبستاني مشهور به شبستان الجايتو ، واقع در قسمت شمالي ضلع غربي صحن مسجد قرار دارد. محراب الجايتو ، با طاق‌نماي دوگانه ي آن ، نمونه ي زيبايي از محراب‌هاي گچ‌بري شده ي مساجد ايران و شامل كتيبه‌هاي متعددي به خط ثلث و يك كتيبه به خط كوفي و نيز تزيينات ظريفي از نقوش گياهي و هندسي است. اين محراب، به استناد كتيبه‌اي كه به نام پادشاه وقت سلطان محمد (الجايتو) بر لوح مركزي طاق فوقاني آن نقش بسته، در 710ق./1310م. با عنايت وزير سعدالحق و الدين محمد ساوي و زير نظر عضدبن‌علي ماستري ساخته شده است و بخشي از بناهايي به شمار مي‌آيد كه در آن زمان افزوده يا بازسازي شده‌اند. در حاشيه ي اين كتيبه ، از استاد هنرمندِ سازنده ي گچ‌بر اين اثر نفيس ، به نام «حيدر» ياد شده است . (هنرفر، 1350 ، صص: 116-120 ؛ گدار ، 1936 ، صص : 236-235/(2)I)بررسي‌هاي اخير در شبستاني كه محراب در آن جاي گرفته، روشن نموده كه قبل از بناي محراب ابتدا اين قسمت از مسجد قديمي تغييراتي يافته و شبستان ستون‌داري، در محل تالار فعلي و با شكل كاملاً متفاوتي با آن، داراي طاق و چشمه‌هاي مدور بر بقاياي ساختمان مسجد دوره ي سلجوقي و دوره ي قبل از آن برپا شده و سپس محراب را در خود جاي داده است. (گالديري، 1984 ، 60-57/III ؛ 1981 و 1977 ، صص : 79-71)

محراب ایلخانی :

محراب گچ‌بري زيباي ديگري نيز از دوره ي ايلخانيان در دالان سرپوشيده ي ورودي شرقي مسجد وجود دارد. در حين عمليات مرمت ، مقرنس‌هاي طبقه‌ ي فوقاني فضاي شاه‌نشين در ايوان شمالي - كه در 1361 ش انجام گرفت- كتيبه ي جديدي در لايه‌برداري گچي از سطوح اين قسمت آشكار شد. در اين كتيبه كه تاريخ آن از بين رفته، از اميري ياد شده است كه به دستور وي غرفه ي بالاي ايوان شمالي ساخته شده است. اين كتيبه ، براساس نوع خط و تزيينات گچ‌بري آن احتمالاً ايلخاني بوده و به قرن‌هاي 7 و 8 ق . تعلق داشته است. يك نوشته به رسم يادگاري در 841ق./1437 م. - كه بر ديوار جانبي اين غرفه پيدا شده است- بناي آن را در زماني پيش از اين تاريخ تعيين مي‌دارد . («گزارشي كوتاه....»، 1367 ، صص : 173-179؛ گالديري، 1984 ، ص : 43/I) كشف اين كتيبه ، به عنوان عامل مهمي در تاريخ‌گذاري مراحل مختلف معماري و تزييني اين قسمت از مسجد - كه تحولات پي‌درپي فراوان آن هنوز به طور وضوح مشخص نگرديده- حائز اهميت است.


ايوان ها :
سومين مرحله از تغييرات اساسي كه در زمان سلجوقيان در مسجد انجام يافت، بناي 4 ايوان آن بود كه احتمالاً به هنگام تجديد ساختمان مسجد پس از آن‌ كه به دست باطنيه آتش گرفت و آسيب فراوان ديد (ابن اثير ، صص : 10/595) ، انجام شد . در اين مرحله پس از ساخته شدن ايوان جنوبي ، ايوان‌هاي غربي ، شرقي و در آخر ايوان شمالي كه امروزه به ترتيب به ايوان‌هاي صاحب ، استاد ، شاگرد و درويش معروف هستند ، با رعايت محدوده‌ي مسجد قديمي بنا شدند و باعث تغييرات چشمگيري در ساختمان مسجد گرديدند كه در ادامه به شرح آن ها مي پردازيم .
 

ايوان جنوبي (صفه ي صاحب) :
اين ايوان به ابعاد تقريبي 12*12 متر با پوشش گهواره اي ، در ضلع جنوبي صحن واقع گرديده و بعد از حريق سال 515 ه.ق در دوره ي سلجوقي ، با استادي به گنبدخانه ي نظام الملك الحاق شده است. (ملازاده و محمدي ، 1381 ، ص : 63) ايواني كه احتمالاً بايد به منظور رفع حالت منفرد و مجزاي بناي گنبد نظام الملك و به عنوان فضايي سرپوشيده براي ارتباط بين گنبد و صحن احداث شده باشد (گالديري ، اصفهان ، 31-30/III) كه اين ايجاد امكان ورود به فضاي بزرگ زير گنبد از طريق اين ايوان ، حالت ممتازي براي گنبد به وجود آورده است . ( گالديري ، 1370 ، صص : 25 و 26) و ( گالديري ، مسجد جمعه ي ... ، ص : 24) در ديوارهاي جانبي اين ايوان نيز ، دهانه هايي با عرض متفاوت براي ارتباط آن با فضاهاي شرق و غرب مسجد گشوده شده بوده است .(گالديري ، 1984 ، صص : 31-30/III) در دو طرف مدخل گنبدخانه ، دو ستون مرمري با نقوش برجسته و كتيبه و در طرفين آن ها ، دو محراب مرمري با نقوش و كتيبه هايي قرار دارد. كتيبه ي محراب شرقي نيز به همان شيوه به عبارت ذيل ختم مي شود : «العبد تاج الدين سنه 918». وجه تسميه ي اين ايوان به صاحب ، بر اين روايت مبتني است كه صاحب بن عباد در اين مكان تدريس مي كرده است . (ملازاده و محمدي ، 1381 ، ص : 63)
بررسي‌هاي انجام يافته خصوصيات و مشخصات اصلي ايوان جنوبي را كه در طي قرون دستخوش تغييرات زيادي گشته تا ارتفاع حداكثر 9 متر از كف حياط ، معين كرده است . دو راه پله‌ي خدماتي ، شبيه راه پله هاي مقصوره ، ارتباط با پشت بام را از طريق اين ايوان برقرار مي نموده است. پوشش ايوان جنوبي ، احتمالاً همانند پوشش كلي مسجد در آن زمان ، به صورت تخت و مسطح بوده است. (گالديري ، 1984 ، ص: 33/III) اين سقف مسطح مستقيماً بر روي ستون ها تكيه نمي كرد بلكه تيرها بر روي يك رديف قوس ، كه موازي با ديوار قبله در بالاي ستون ها ساخته شده بود ، قرار مي گرفت . ( گالديري ، بهار 1355 ، ص : 44)
در پي عمليات مرمتي سال‌هاي 1948-1949م./1327-1328ش. و پيگردي‌هاي اخير ، در زير لايه هاي تزييني كاشي كاري - كه جبهه‌ي اصلي ايوان را به طرف صحن مي پوشاند - آثاري از نماي سلجوقي از جمله چند طاق نماي منقش با آجر چيني و مهرهاي تزئيني در بندهاي آجرها آشكار گرديد. .................. همچنين به دنبال حذف لايه هاي سطوح گچي از روي نماهاي خارجي ديوارهاي شرقي و غربي ايوان، طاق نماهاي اصلي سلجوقي بر آن‌ها مشخص گرديدند . (گدار، 1936 ، ص : 363/ (2)I ؛ گالديري، 1984 ، 31-30/III)
لازم به ذكر است سطوح اين ايوان ، در اواخر قرن نهم هجري توسط اوزون حسن - پادشاه آق قويونلو - با كاشي هاي مينايي رنگ معرق و مقرنس هاي درشت تزيين گشته و دو مناره به ارتفاع 35 متر بر بالاي آن ساخته شده و ازاره و كف ايوان با سنگ هاي مرمر ظريف پوشش يافته است. كاشي كاري معرق و برجسته ي اين دوره در خور توجه است. به روزگار صفويه ، بخشي از كاشي كاري ايوان تجديد و كتيبه هايي بر آن نگاشته شد. در اين ايوان همچنين دو پنجره ي مرمري نفيس وجود دارد. در اين ايوان ، كتيبه هاي متعددي ثبت شده كه قديمي ترين آن ها متعلق به تعميرات اوزون حسن آق قويونلو است : «حمدالله و صلوه علي نبيه محمدقدامرالسلطان الاعدل الاعظم ابوالنصر حسن بهادر خلدالله ملكه باصلاح مااختل من هذاالجامع المنيع و اعاده هذا السقف الرفيع بعد الاندراس و لما جرغب الا نطماس من ماله الحلال في سنه 880». اين كتيبه در يك قطعه ي مثلث شكل ، بر سقف صفه ي صاحب و در ميان مقرنس هاي طاق ايوان به خط ثلث سفيد معرق بر زمينه ي لاجوردي نوشته شده و در زير آن ، به همان شيوه ، عبارت «هذه التجديد عمل جمال خادم الشيخ محمدبن يوسف البناء رحمه الله» ثبت شده است. بر اساس متن كتيبه ، اوزون حسن ، تعميرات زيادي در مسجد و ايوان جنوبي انجام داده است . كتيبه ي كاشي كاري زير مقرنس ها به خط ثلث سفيد معرق بر زمينه ي لاجوردي مورخ 938 ه.ق به طور خلاصه به اين شرح است : «... در زمان خلافت اعلي حضرت .... ابوالمظفر شاه طهماسب .... به تزيين و تعمير اين مسجد من خالص ماله ... محمدالاصفهاني ... و اين تزيين سعادت قرين بسعي و اهتمام عليا رتبت جليله و عفت پناه و فقها الله للخيرات انجام يافت في تاريخ سنه ثمان و ثلثين و تسعماته كتبه كمال الدين حسين الحافظ الهروي». نام بانويي كه ساعي تعميرات بوده ، در كتيبه ذكر نشده ولي بي شك به همان كسي است كه در كتيبه ي سر درايوان در سمت چپ به خط نستعليق زيبا از او ياد شده است : «و اين تزيين سعادت قرين بسعي و اهتمام عليا رتبت عصمت پناه عفت شعار ساعيه الخيرات و المبرات آقا سلطان لازال ايام عصمتها و عفتها الي يوم القيام صورت اتمام يافت اميد كه ثواب اين خير به او عايد گردد بحمدو اله» و در پايين آن به خط نستعليق و رنگ سفيد نوشته شده : «عمل استاد شمس الدين كاشي تراش». كتيبه‌ي ديگري در نماي داخلي طاق ايوان، مشتمل بر آيات قرآني و مورخ 938 ه.ق - دوره ي شاه تهماسب - است كه در قسمت آخر آن ، در دو سطر به خط نستعليق سفيد بر زمينه ي كاشي لاجوردي ، بيتي از حافظ و عبارت «بعمل الفقير يوسف بن تاج الدين بناء اصفهاني» نوشته شده است.در اسپرهاي طرفين ايوان ، زيرقوس طاق ، عبارتي به خط سفيد معرق بر زمينه ي لاجوردي و به خط تاج الدين معلم اصفهاني نوشته شده است. بر ديوارهاي جانبي ايوان نيز اشعاري در وصف حضرت علي عليه السلام به خط بنايي ساده ي حنايي رنگ بر زمينه ي كاشي معرق لاجوردي نوشته اند . نماي ايوان با دو حاشيه ي بزرگ نواري شكل تزيين شده كه هر دو مربوط به عصر سلطنت شاه تهماسب هستند و جايگزين حاشيه هاي دوره ي آق قويونلو شده اند . حاشيه ي اول متشكل از طرح هاي ترنجي كوچك و بزرگ ، مشتمل بر صلوات كبيره و عبارات ديگر است. حاشيه ي ديگر مشتمل بر آيات قرآني است كه شاه عباس دوم ، بخش مركزي آن را برداشته و كتيبه ي خلاصه شده ي ذيل را جايگزين آن كرده است : «تزيين هذا المسجد الرفيع المويد من اعلي المويد بصدور من السلطان المبرور الملحق بابائه الطاهرين شاه طهماسب حشره الله من الائمه المعصومين و شرف بمرور الدور و الاعوام علي الخروب و الانهدام امر بتجديده و تعميره و تزيينه نجله وسبطه .... شاه عباس ثاني ... في سنه الف و سبعين (1070) .... كتبه محمدرضا الامامي ...». ايوان مزبور در طي چند قرن گذشته متحمل آسيب هاي زيادي شده بود كه در دوره ي اخير به طور بنيادي و اصولي مورد تعمير و حفاظت قرار گرفت. (ملازاده و محمدي ، 1381 ، صص : 63 و 64)


 
ايوان شرقي (صفه ي شاگرد) :
اين ايوان با طاق گهواره اي به طول و عرض 50/10 متر در ضلع شرقي صحن واقع گرديده و از ساخته هاي دوره ي سلجوقي است . (ملازاده و محمدي ، 1381 ، ص :65)
لازم به ذكر است در وضعيت كنوني هيچ يك از ايوان ها به طور كامل مشخصات اصلي زمان سلجوقيان را ندارد و همگي تغييراتي كرده اند كه در اين ميان ، تغييرات ايوان شرقي مشخص تر است . ( گالديري ، 1370 ، ص : 38) در قرن چهارم هجري قمري ، محل اين ايوان بخشي از فضاي ستون دار منظم و سرپوشيده ي كلي مسجد بود . در دوره ي سلجوقيان و احتمالاً در زمان سلطان سنجر ، همه ي ستون هاي موجود در فضاي مذكور تخريب و ايوان شرقي به جاي آن ها ساخته شد . با توجه به مطالعات ، ايوان شرقي در يك مرحله احداث شده و تمام بخش فوقاني نماي آن ، حداقل تا سال 1312 ش . به صورت اول بوده است . ( گالديري ، 1370 ، ص : 41) اين ايوان تا مدت ها كاملاً منفرد بوده و به بناهاي مجاور متصل نبوده است. ( گالديري ، 1370 ، ص : 53) بعد از اين زمان ، سيماي كلي فضاي مسقف مسجد تغيير كرده و طاق هاي مدور آجري جاي سقف هاي مسطح چوبي را گرفته است . در فاصله ي اواخر قرن هشتم تا اوايل قرن نهم هجري قمري ، راهروهاي طرفين ايوان شرقي با طاق هاي مرتفع مقرنس كاري شده پوشانده شد و در پايان دوره ي صفويان ، يا احتمالاً در اوايل دوره ي قاجاريان در ارتفاع ميانه ي اين راهروها طاق تخت زده شد كه اين فضا را دو طبقه كرد . ( گالديري ، 1370 ، ص : 54) پوشش ها و تزيينات ايوان شرقي در گذر زمان دچار تحولات فراوان شده است . در مرحله ي اول ساخت ايوان ، پوششي داخلي از مقرنس به شيوه ي پابرجا با ابعاد بزرگ - همان گونه كه امروزه در ايوان جنوبي قابل رويت است - ساخته شد . ( گالديري ، 1370 ، ص : 42) سپس در سومين مرحله ي دوره ي سلجوقيان يا احتمالاً در دوره ي ايلخانان ، مقرنس كاري تجديد و با تركيب جديد احداث شد . اين تغيير ممكن است به جهت مشكلات ايستايي يا ملاحظات سياسي محو آثار گذشتگان صورت گرفته باشد .در دوره اي طولاني تغييري در پاي ايوان شرقي به وجود نيامد تا اين كه در دوره ي صفويان پوشش دوم ، يعني مقرنس ها تماماً تخريب شد تا كتيبه ي تزييني يادبود شاه سلطان حسين در اطراف ايوان جاسازي گردد و سپس اين مقرنس با طرحي جديد و با نقوشي ريز و خيال انگيز بازسازي شد . همچنين اندود گچ ديوارهاي داخلي تجديد و نقش آجركاري نازك و ظريفي برروي آن اجرا شد . ( گالديري ، 1370 ، ص : 43) محراب واقع در ديوار جنوبي ايوان متعلق به دوره ي صفويان سال 992 است . ( گالديري ، 1370 ، ص :44)
ايوان مزبور با دهانه‌هايي واقع بر ديوارهاي طرفين آن‌ ، با راهروهاي جانبي ارتباط داشته اند. در انتهاي ايوان شرقي كه به جاي ديوار خشتي قديمي مسجد متعلق به دوره‌ي عباسي قرار گرفته ، فضاي تو رفته اي به شكل شاه نشين و دو فضاي كوچك تر در اطراف آن -كه با شاه نشين و با ايوان هر دو مرتبط بوده است- وجود دارد. (گالديري ، 1984 ، صص : 49، 48، 44، 36/III)
امروزه دو دهانه ي طرفين ايوان شرقي با تيغه ي آجري مسدود و با پوششي گچي با نقش آجركاري پوشانده شده است . گالديري معتقد است اين لايه ي گچي متعلق به دوره ي قاجاريان و تقليدي از كارهاي اواخر دوره ي صفويان است . همچنين بسته شدن دهانه هاي مذكور و اقدامات تحكمي ديگر در لبه ي ايوان مربوط به همين دوره است كه هدف از آن ها جلوگيري از حركت چرخشي طاق ايوان به طرف حياط بوده است . ( گالديري ، 1370 ، صص : 38 و 44) درمرمت هاي بعد از سال 1312 ش ، بخش فوقاني پيشاني ايوان تخريب گرديد و با تغييراتي ، به شكلي غيراصولي بازسازي شد به طوري كه در دو طاق نماي كوچك طرفين طاق اصلي ،
قوس هايي نزديك به نيم دايره و بدون تيزه ايجاد شده كه در بناهاي دوره ي سلجوقيان سابقه نداشته است . ( گالديري ، 1370 ، صص : 41 و 42) در حدود سال 1326 ش ، قسمت اعظم مقرنس كاري صفوي ، كه به مرور ويران شده بود بر اساس پوشش قبلي بازسازي شد . ( گالديري ، 1370 ، ص : 37)

 

ايوان غربي (صفه ي استاد) :
ايوان غربي/ صفه ي استاد : اين ايوان به طول و عرض 50/10 متر با طاق گهواره‌اي، در جبهه ي غربي صحن واقع گرديده و از ساخته‌هاي دوره ي سلجوقي است كه در دوره ي شاه سلطان حسين صفوي، داخل و خارج آن با كاشي كاري و مقرنس‌كاري تزيين شده است. همچنين به نظر مي‌رسد كه پوشش ايوان نيز در اين دوره بازسازي شده باشد. خلاصه كتيبه‌ي تاريخي ايوان بدين شرح است : «قد أمر بعماره هذه السقيفه المنيفه ]...[ السلطان حسين ]....[ كتبه علينقي‌ابن‌محمدمحسن سنه 1112». كتيبه‌هاي ديگري نيز با همين تاريخ و كاتبان ديگري چون ابوالمعالي الحسيني، محمدحسن الجزايري بن شيخ محسن و محمد زمان بن عبدالباقي اصفهاني در ايوان نوشته شده است. بر بالاي ايوان، گلدسته‌اي براي اذان ساخته شده است. اين ايوان در گذشته ، از طريق درگاه‌هاي جانبي با فضاهاي كناري در ارتباط بوده كه امروزه اين درگاه‌ها به غير از دو درگاه كم عرض مسدود شده است. (ملازاده و محمدي ، 1381 ، ص : 66)

 

ايوان شمالي ( صفه ي درويش) :
ساختمان ايوان شمالي ، احتمالاً آخرين اجراي اين مرحله از تغييرات اساسي زمان سلجوقيان بوده است. از نماي اصلي آن كه تا 1934م. /1313 ش. هنوز بر جا بود ، اثري باقي نيست و امروز تا عمق 5/3 متر از لبه‌ي صحن ، بازسازي معاصر است . (گالديري ، 1984 ، صص: 40-38/III) بخش انتهايي شمالي اين ايوان ، منطبق با ديوار خشتي اوليه‌ي مسجد است. شاه نشين واقع در انتهاي ايوان ، در شكل اصلي آن به دو فضاي نسبتاً وسيع جانبي مرتبط مي شده است. اين شاه نشين در قسمت وسط ، احتمالاً با راهروي تشريفاتي كه از گنبد تاج الملك شروع مي شده و پس از گذشتن از ايوان شمالي به صحن مسجد مي رسيده ، ارتباط داشته است. (گالديري ، 1984 ، ص : 39/III)
در ميان كليه ي ابنيه ي بررسي شده در مسجد جامع ، ايوان شمالي يگانه بنايي است كه شالوده دارد . شالوده هاي ستبر و عميق اين ايوان كلاً در طرح اوليه اجرا شده است . ( گالديري ، 1370 ، ص : 32) درگوشه ي شمال شرقي ايوان يك جرز آجري وجود دارد كه ممكن است متعلق به هشتي اي در پشت نماي شمالي باشد كه در اين صورت جرز مذكور در امتداد فضاي ستون دار وسيعي قرار داشته است . بقاياي اين بافت ستون بندي دركاوش هاي باستان شناختي به دست آمده است . ( گالديري ، 1370 ، ص : 35)
از ديگر مشخصات ايوان شمالي ساختمان، ديواره هاي شرقي و غربي آن است . در هر طرف ، به جاي ديوار از جرزهايي مستطيل شكل كه انتهاي هر يك از آن‌ها به دو نيم دايره ختم مي شده و يك درگاه ارتباطي را در ميان خود جاي مي داده، استفاده شده بوده است. بدين ترتيب اين ساختمان به صورت نوع خاصي از ايوان كه از طرفين باز بوده، بنا گرديده است. در دوره هاي بعدي ، احتمالاً در زماني كه نحوه‌ي پوشش مسجد ، از نوع مسطح ، به صورت طاق و چشمه اي تبديل شد، دهانه هاي باز و قابل عبور جرزهاي طرفين با آجر كاري بسته شد و شكل ظاهري ايوان شمالي تغيير اساسي پيدا كرد. (گالديري ، 1984 ، ص : 39/III)
به نظر گالديري اين عمل از آن رو صورت گرفته كه عناصر سازه اي اتصال دهنده ي ايوان به ديگر ساختمان هاي مسجد ، استحكام و مقاومت لازم را نداشته است . همچنين زماني كه سقف مسطح مسجد را به طاق هاي مدور تغيير دادند با اتخاذ تدابيري از حركت طاق ايوان جلوگيري كردند و براي اطمينان بيش تر (و شايد هم در دوره ي بعد) ، درگاه ها را بستند و با گچ پوشاندند . تغييرات ديگري در قرن هشتم هجري قمري در ظاهر اين جرزها داده شد و در اواخر قرن نهم تا اوايل قرن دهم هجري قمري ، جرزها به شكل امروزي در آمد. ( گالديري ، 1370 ، ص : 33) در گذشته ، احتمالاً لبه ي بالايي نماي خارجي ايوان شمالي حركت كرده و بر اثر آن جرزها به طرف صحن جا به جا شده و پيشاني آن تا عمق بيش از سه متر از بقيه ي ساختمان جدا گشته و به طرف صحن فرو ريخته است . اين بخش ساختمان را در دوره هاي نسبتاً متاخر بازسازي كرده اند . نماي خارجي اين ايوان در سال 1337 ش . با كاشي و آجر تزيين شده است . ( هنرفر ، 1350 ، ص : 124)
شاه سليمان نيز همان گونه كه ذكر شد در همان زمان كه صفه ي درويش را ساخت ، تزيينات داخلي ايوان را نيز تغييرداد. بخش قديمي ايوان ، آسيب زيادي متحمل شده بود كه در دوره ي حاضر تا عمق 5/3 متري آن ، به طور كامل بازسازي و تزيين گرديد. سطوح داخلي و خارجي ايوان ، با آجر ، كاشي ، مقرنس و كتيبه هاي متعددي به خط ثلث ، كوفي و بنايي مزين شده است كه بخش مربوط به نماي آن مربوط به تعميرات دوره ي اخير است . كتيبه هاي داخل ايوان ، مربوط به شاه سليمان صفوي و خلاصه ي كتيبه ي تاريخي آن چنين است : «قد امر سيد السلاطين ... سلطان سليمان الحسيني ... بتجديد هذاالمسجد العتيق...في 1093 ». كتيبه اي ديگر از همين پادشاه در زير طاق ايوان مورخ 1098 و به خط محسن امامي گچبري شده است. از آثار زيباي اين ايوان ، قطعه سنگ يكپارچه ي مرمري نفيسي است كه در انتهاي ايوان نصب شده و بر آن ، خطوط و نقوش زيبايي حجاري شده است . همچنين درشاه نشين ايوان ، پنجره اي مرمري به ابعاد 5/2 * 5/1 متر تعبيه شده كه شبستان ستون دار را به صفه و ايوان متصل مي كند .(ملازاده و محمدي ، 1381 ، ص : 65)